لاله ها چون قصه ی دلتنگی پروانه اند
لاله ها ناآشنا با جلوه ی بت خانه اند
یک نفس در انتظار هق هق شب های تار
یک نفس دلبسته ی چشمان صاحب خانه اند
لاله ها دنیایی از آزادی و عشق و صفا
لاله ها گلبرگی از دفترچه ی گلخانه اند
ابتدای کوچه را غرق تبسم می کنند
لاله ها زیبا ترین گل های این کاشانه اند
رهروی بستان مستی ، پاکبازی پیشه کن
لاله ها دلدادگان ساقی میخانه اند
حال ما و حال دریا جمله در آشفتگی است
لاله ها فریاد خاموش دلی دیوانه اند
یک قدم در صبح صادق بر نمی دارد کسی
لاله ها همرنگ نقشی از لب جانانه اند
میخک سرخی به گوش زنبق و پروانه گفت
لاله ها تمثیلی از شعر و گل و افسانه اند
یا بکش پروانه را یا با صبا همراه شو
لاله ها هم مثل هجران با سفر بیگانه اند
سلام دوستان. من شاید دیگه نتونم بهتون سر بزنم چون که باید برم یزد
دلم برای همه تنگ میشه
راستی ببخشید که نمیتونم برای آپم خبرتون کنم وقتی برگشتم جبران میکنم
پس تا سلامی دیگر خداحافظ
التماس دعا![]()


